قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3247
تاريخ الفي ( فارسى )
خاسر به حال پريشان و ابتر به جانب خوزستان گريخت . و زنگى باز از روى استقلال به شيراز درآمده با مردم سلوك ملايم نمود . و از جمله وقايع اين سال آنكه امير ايلدگز رى را از دست امير اينانج انتزاع نموده او را به قتل رسانيد . و باعث بر اين امر آن بود كه قبل از اين قلمى گرديد كه ميانهء امير ايلدگز و امير اينانج ، والى رى ، مصالحه شده بود بر آنكه هر سال امير اينانج مبلغى معيّن جهت امير ايلدگز و ارسلانشاه فرستاده باشد ، و اكنون دو سال بود كه آن مبلغ را نفرستاده بود . بنابراين ، امير ايلدگز به طلب آن مبلغ كس به رى فرستاد و امير اينانج در اداى آن تهاون ورزيده به عذرهاى نامسموع ، مثل كثرت حشم و خدم و قلّت زراعت ، فرستادهء امير ايلدگز را بازگردانيد . و چون امير ايلدگز بر حقيقت حال اطّلاع يافت ، با سپاه انبوه از همدان متوجّه رى شد . از آن جانب نيز امير اينانج مهيّاى جنگ شده در حدود رى ميانهء ايشان آتش جدال و قتال اشتعال گرفت . آخر الأمر ، نسيم ظفر و نصرت بر پرچم علم امير ايلدگز وزيد و امير اينانج گريخته به قلعهء طبرك - كه از مشاهير قلاع آن ولايت و محلّ خزاين ملوك ديالمه بود - درآمد و امير ايلدگز او را در آن قلعه محاصره نمود . چون مدّتى بر آن محاصره رفت ، امير ايلدگز دانست كه تسخير آن قلعه به جنگ از جمله محالات است . لاجرم در مقام مكر و حيله شده ، جمعى از غلامان امير اينانج را به وعدههاى امارت و حكومت فريفته ، ايشان را بر قتل امير اينانج گماشت . آن حرامنمكان بىحيا قبول آن كرده بر قتل صاحب و ولىنعمت خود اقدام نمودند . چون امير اينانج بر دست غلامان خود به قتل رسيد ، امير ايلدگز ، عمر بن على ياغ را بر آن ولايت حاكم ساخته به جانب همدان مراجعت نمود و به آن غلامان مطلقا التفات نكرد و گفت : « اين حرامنمكان لايق رعايت نيستند ، بلكه حقّ آن است كه به سياست هرچه تمامتر بكشند . امّا چون به سخن ما عمل نمودهاند ، از قتل ايشان گذشتيم . » پس آن حرامزادهاى چند ، خايب و خاسر در بلاد خراسان متفرّق شده جمعى از ايشان به قصد ملازمت خوارزمشاه رفتند . خوارزمشاه به سياست هرچه تمامتر ايشان را به قتل رسانيد .